|
|
|
|
|
امروز که کار خاصی ندارم
بهتره یه جوری خودم را سرگرم کنم تا حوصله ام سر نره نمیدونم چیکار کنم همینجوری میشینم پای اینترنت تایه جوری وقت بگذرونم درست مثل بازی فوتبال وقتی دوسه تا گل جلویی ودیگه میلی به گل نداری فقط میخوام وقت کشی کنم اول یه سری به اخبار میزنم میل خودمم چک میکنم وبعدوبلاگ چندتااز بچه ها رامیبینم کشکول۸۲ونی سوخته و... بعدش واردبلاگفا میشم وازاخرین وبلاگهای بروزشده چندتاراانتخاب میکنم وبازدید میکنم ازلینکهای اونا هم به چندوبلاگ دیگه و... یه نگاه به ساعت میندازم حدودا دوساعتی راگذروندم نه دوساعتی راکشتم تلف کردم احساس خستگی عجیبی میکنم خستگی که ناشی ازکارنیست اما خسته ام نمیدونم چرا چنین شرایطی برای خیلی ازماها ممکنه پیش اومده باشه اما راستی راستی چراخسته ایم ماکه کار خاصی نکردیم؟ وَالْعَصْرِ سوگند به عصر إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ [ كه ] بى ترديد انسان در زيان كارى بزرگى است ; إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند و يكديگر را به حق توصيه نموده و به شكيبايى سفارش كرده اند بله میدونید چراخسته ایم ؟چراناراحتیم؟چرا کسل ایم؟ چون احساس خسران میکنیم چون الکی یکی ازگرانقیمت ترین سرمایه هامون را به هدر دادیم مگه نه اینکه خداوندپس از سوگندبه عصر(زمانه)میفرماید که همه انسانهادرزیانندمگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند و يكديگر را به حق توصيه نموده و به شكيبايى سفارش كرده اند بله دوست من مااگر طبق ایه سوم عمل نکنیم همواره درزیانکاری هستیم وحداقل ضرر تازه اگرمرتکب گناه نشیم ازدست دادن وقته چیزی که اگه بره برنمیگرده نظرشماچیه؟ موفق باشید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:20 توسط مجتبی
|
|
||
|
|
|
|
|
توی پست قبلی شاید بیشتر سوال طرح کردم امانمیدونم اصلاموجب شدتابهشون فکرکنیدیانه؟
امروز خودم بهشون جواب میدم موضوع وبلاگ ؟؟؟ این یکی ازسوالا بود اماجوابش: دوست دارم ازاین به بعدبرداشتهای خودم راازایات قران کریم بنویسم همین الان وهمین جا هم ازخداوندکه قران کریم رابرای هدایت من وشما وهمه وهمه فرستاده می خواهم که به همه ومخصوصا من وشماتوفیق قرائت وتدبردرقران کریم وفهم صحیح وعمل به ان راعنایت بدارد اما بیشتر درموردسوره یوسف که تنهاسوره ایست که دراون یه داستان به طورکامل بیان شده است می خواهم که بنویسم ولی یه سوال هم باتوجه به سوره مبارکه والعصر مطرح کرده بودم که انشاالله دریادداشت بعدی به اون پاسخ میدم پس هنوزهم برای فکرکردن بهش فرصت دارید اگرچیزی به ذهنتون رسیدخوشحال می شم ببینم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:19 توسط مجتبی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
راستش خودمم یادم نیست اخرین یادداشتم راکی نوشتم امامیدونم خیلی وقت پیش بود تواین مدت دیگه داشتم بی خیال وبلاگ می شدم هرچند بعضی وقتا هم باز دلم می خواست بنویسم اما... توی این چندوقته یه موضوع حسابی به ذهنم اومدفکرمیکنید چی بود؟ بهرحال دیدم دوست دارم بنویسم و لی سرعت تایپم خیلی پایینه میدونیدچه فکری کردم؟ گفتم من که سرعت تایپم پایین هست دوستم دارم بنویسم پس می نویسم تا سرعت تایپم بره بالا اخه اگه الکی می نوشتم وقت تلف کردن بودوخودمم دلسرد میشدم اماگفتم وقت تلف کردن ویه نکته جالب راجع به وقت: ![]() وَالْعَصْرِ «1» سوگند به عصر إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ «2»[ كه ] بى ترديد انسان در زيان كارى بزرگى است ; إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ «3» مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند و يكديگر را به حق توصيه نموده و به شكيبايى سفارش كرده اند به نظرشما چرا خداوند که خالق انسان است واورابهترازهمه می شناسد بعد از سوگندبه عصر که به معنای زمانه هم احتمالا هست درایه دوم همه رادرزیان کاری می بیند مگرافرادی که درایه سومذکرفرموده است فکرکنم دیگه تاحدودی بتونیدموضوع یادداشتای بعدی را حدس بزنید منتظر حدستون میمونم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:9 توسط مجتبی
|
|
||