|
|
|
|
|
يَا مَنْ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ الْأَنْوَارَ ۱.سلام ۲.امروز سرما خوردم واصلا حوصله نوشتن ندارم اما مجبور بودم بنویسم پس می نویسم. ۳.راستی یه نگاه به تقویم بینداز ببین امروز چه روزیه؟ بیست وهشتم مهرماه هشتاد وشش برابر با بیست اکتبر دو هزار و هفت برابر با هشتم شوال(یعنی هشت روز از ماه مبارک گذشت) خوب منظور؟اگرهم خیلی حوصله ندارید از شماره هفت به بعد را بخوانید. ۴.اشاره ام به ماه رمضان بیشتر گمراه کننده بود میدونم.امروز هشتم شوال. ۵.راستی چند وقت پیش توی دانشگاه ماشینی که برای بوفه دانشگاه جنس میاره دنده عقب زده بود به سپر عقب ماشین یکی از کارمندای دانشگاه که پراید بود.خسارتی بهش وارد نشده بود اما نبودید ببینید اون کارمند چطوری زمین وزمون را گذاشته بود رو سرش. ۶.راستی گفتم امروز هشتم شواله می دونید و می دونم که میدونید حداقل اگه نمی دونستید از وقتی مورد ۳ را خوندید دیگه می دونید مگه نه؟ ۷.دقیقا هشتاد وچهار سال پیش در چنین روزی یعنی هشت شوال وهابی ها بارگاه ائمه بقیع را ویران کردند و تعداد زیادی از شیعیان راکشتند این موضوع را میدونستید؟یعنی تا هشتاد وچهار سال پیش ائمه بقیع(علیهم السلام)دارای گنبد وبارگاه بودند اما وهابی ها اون را ویران کردند .اخیرا هم کتابی از جریان سفر سلطان عبد الحمید عثمانی به مکه ومدینه قبل از این وقوع این واقعه دردناک در استامبول منتشر شده که شامل تصاویری از اون زمان بقیع در مورد کتاب میتوانید بیشتر ازاینجابخونید( یادداشت سه شنبه بیست وپنج اسفند هشتاد وپنج) ۸.همین دو سه سال پیش بود که سامرا راهم تخریب کردند.و ما باز هم ... ۹.واقعا پررو شدند چون ما ... تا جایی که علمای وهاب فتوای تخریب دیگر بقاع مقدسه را هم صادر کردند.اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک. ۱۰.فکر کنید واقعه ی سامرا رخ نداده بود و ما از جنایت وهابی ها در هشتاد وچهار سال پیش مطلع بودیم راجع به شیعیان اون زمان چه قضاوتی می کردیم؟ ؟ ؟ راستی فکر میکنید قضاوت آیندگان در مورد ما وسامرا(خانه امام زمان) چیه؟مثلا پنجاه سال دیگه قضاوت نوه های ما راجع به ما؟حداقل کاری که می تونیم بکنیم چیه؟ شاید حداقلش این باشه که نگذاریم واقعه ی سامرا فراموش شود و یاد واقعه ی بقیع را زنده کنیم. شاید نظر شما چیه؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:51 توسط مجتبی
|
|
||
|
|
|
|
|
يَا اللَّهُ
۱.نه نمی خوام وارد جایی بشم که میگم یا الله اما نمیشه بگی شایدم وارد شدم اصلا توضیحش باشه واسه بعد خودتون می فهمید ۲.شب نوزده ماه مبارک احیا را مسجد دانشگاه بودم معمولا برا احیا اگه خدا توفیق بده مسجد دانشگاه می مونم چون راحت ترم.اما هدف من از این یادداشت بیان خاطره وکارهای روزمره نیست بلکه ؟ ۳.بلکه همین مورد ۳ هدفمه شب نوزدهمی سخن ران فکر کنم راجع به مظلومیت حضرت امیر علیه السلام صحبت می کرد که یادم افتاد به زمانی که حضرت موسی (ع) به بنی اسراییل می گفت بیایید وارد این شهرمقدس شویم وبه فرمان الهی عصیان نورزید که قومش از ترس مقابله با قومی که آنجا بود لطف کرده وگفتند: ((قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ)) «24» ((گفتند : اى موسى ! تا آنان در آنجايند ، ما هرگز وارد آنجا نخواهيم شد ، پس تو و پروردگارت برويد [ با آنان] بجنگيد كه ما [ تا پايان كار ] در همين جا نشسته ايم .)) «سوره مبارکه مائده آیه24» ۴.حالا چرا من میگم لطف کرده و گفتند ؟می دانی چرا؟ برا اینکه وقتی حضرت امیر علیه السلام مردم را شب و روز و نهان و آشكار، به جهاد فرا می خواند اما مردمش قصد قلبی خود را نمی گفتند بلکه بهانه می آوردند خود حضرت می گوید: ((در تابستان شما را دعوت به جهاد آنان مى كنم گوييد: هوا گرم است، مهلت ده تا گرما برود. و در زمستان شما را مى خوانم گوييد: هوا سرد است، مهلت ده تا سرما بنشيند. همه اين بهانه ها براى فرار از گرما و سرماست. شما كه از گرما و سرما مى گريزيد پس به خدا سوگند از شمشير گريزان تر خواهيد بود.)) (خطبه ۲۷) اما قوم موسی از همان اول گفت که آن کار را نمی کند و وارد شهر نمی شود. در اینجا هم حضرت امیر مظلوم بودند چون مدام بهانه می آوردند و صریح صحبت نمی کردند. ۵.شاید الان بهتر بفهمیم چرا این همه خدا از گذشته گفته چون گذشته هم در حال تکراره این امور در داستان های حضرت موسی علیه السلام و قومش بهتر بیان شده. اما ۶.اما چی؟این موضوع فقط متعلق به گذشته نیست کما اینکه بعضی ها در جنگ هشت ساله هم یک کارایی شبیه همینا کردند که امام راحل(ره) فرمودند: (( آنهايي كه در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلي از
((فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ )) ۸.این یادداشت را تقدیم می کنم به امام المتقین امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:15 توسط مجتبی
|
|
||
|
|
|
|
|
۱.بسم الله الرحمن الرحیم ۲.نماز روزتون قبول مارا هم دعا فرمایید. ۳.امروز ۱۵ رمضان و میلاد آقا امام حسن مجتبی علیه السلام برا همین به ذکر یک حدیث از ایشان می پردازم: ((مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ)) ((هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.)) ۴.پانزده روز ازماه مبارک گذشت و... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:21 توسط مجتبی
|
|
||