|
|
|
|
|
یا شاهد ...باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گرچه مدتی نخواهد گذشت که (عدهای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند. ...ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابیطالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجبالاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزادهای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازمالاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود. ...ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد. ...ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود. ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامیتر است. آنچه در بالا آمد بخش هاي كوچكي بود از خطبه اي كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در غدير خم و بمنظور اعلام امامت و ولايت اميرالمومنين امام المتقين فاتح خيبر و ساقي كوثر علي عليه السلام بيان فرمودند. همانطور كه در سطر نخست مشخص شده ايشان رساندن پيام غدير را تا روز واپسين (قيامت) وظيفه هر پدري به فرزندش و هر حاضري به غايبان مي دانند. مطالعه اين خطبه و دعوت ديگران به مطالعه آن مي تواند گامي در رساندن پيام غدير باشد. انشاالله. به همين منظور در اینجا لینک كتابچه اي قرار داده شده كه شامل متن عربي و ترجمه خطبه پيامبر در روز غدير مي باشد كه با دريافت آن مي توان به مطالعه خطبه پرداخت. همچنين در اینجا لينك صفحه اي قرار دارد كه در آن ترجمه خطبه قرار دارد كه براي افرادي كه در دريافت مشكل دارند مناسب مي باشد. یا عالم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 14:54 توسط مجتبی
|
|
||
|
|
|
|
|
سوهان را بدست گرفت وشروع كرد به سوهان كشيدن، بعدش با كاغذ سنباده نرم هر چقدر ميتونست به لوحش كه روي ميز ثابتش كرده بود جلا داد حسابي جوگير شده بود، اونم دوست داشت كه لوحش مثل آينه باشد بلكه بهتر، برا همين هم بود كه سعي مي كرد تامي تونه بيشتر وبيشتر لوحش را جلا بده، تلاش زيادي در اين زمينه نكرده بود اما بهر حال زمان زيادي بود كه صرف شده بود تا لوحش به اين حد از صفا وجلا برسد، خوشحال بود از حالا به بعد هز لحظه احتمال مي داد كه لوح او هم مثل آينه شروع به درخشيدن كند و هرچي روبه روش هست را تمام وكمال نشون بده.
واقعا بايد استاد بوده باشد كه اين همه سوهان و سنباده كشيده باشد و كوچكترين تاولي بر دستش نيفتاده باشد شايد هم دستش به سوهان عادت كرده بود اما هر چي بود ديگه اين سوهان براش زحمتي نداشت. تا اينكه اون روز فرا رسيد. اون روز روز خاصي نبود كار خاصي هم نداشت دستش هم كه به سوهان عادت كرده بود براهمين بود كه چه سوهان مي كشيد و چه نمي كشيد براش فرقي نداشت شايد فقط همون روز بود شايد هم چند روزي مي شد كه سوهان نزده بود و سنباده نكشيده بود شايد هم اين كارها رو كرده بود اما اما الان ديگه اين وسايل براي لوحش فايده اي نداشتند چه سوهان يا سباده مي كشيد يا نمي كشيدفرقي نميكرد به جاهاي سخت تري از لوحش رسيده بود برا همين روي سوراخ هاي لوحش گرد وغبار نشسته بود و زياد از ميزي كه روش نشسته بود زياد از ميزي كه روش بود تميز داده نمي شد. اما اون روز يك چيز تازه به دستش رسيد، چيزي كه خيلي برا دستش تازگي داشت يك تيغ تيز تيز. تيغي كه برق تيغش چشم رو مي زد. تيغ رو برداشت گفت بگذار يك امتحان بكنم ببينم چقدر برنده است واقعا كه خوش دست بود، خوشش اومد امام صادق علیه السلام می فرماید: "همانا خداوند متعال مي داند که گناه بهتر از عجب و خودپسندي است و اگر خودپسندي نبود ، هيچ انسان مؤمني به گناه و عصيان مبتلا نمي گشت" |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:6 توسط مجتبی
|
|
||