تبليغاتX
یادش بخیر...
دیروز,امروز و ...وفاصله ها
چهل روز پیش لشگریان نوه هند جگر خوار نوه رسول خدا را به اتهام بی دینی کشتند 

آن هم قربتا الی الله

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:59  توسط مجتبی  | 

یا صمد

چند روزی خانه بودم. بزرگواری گفت بمناسبت دهه فجر نمایشگاهی برپاست. خودشم چون با شور از اینکه در نمایشگاه بوده صحبت می کرد. فکر کردم چه نمایشگاهی باید باشه برا همین هم بی اینکه اصلا بپرسم نمایشگاه چیه و چطوریه قراری گذاشتیم و روزی به نمایشگاه رفتیم. البته این را هم داخل پرانتز بگم که اگر هم پرسیده بودم چه نمایشگاهیه بازم دوست داشتم برم وببینم واقعا چیه

عنوان نمایشگاه این بود(شاید هم شبیه این): نمایشگاه سی ساله دستاوردهای انقلاب در استان

نمایشگاه در یکی از هنرستان های شهر در دو سالن برگزار شده بود که البته بنظر می رسد نیمی از یکی از دو سالن هم زیاد بود. چرا؟ حالا میگم چرا.

تقریبا تمام ادارات استان در این نمایشگاه غرفه داشتند. بالای تمام غرفه ها اسم آن اداره یا هر نهادی که شرکت کرده بود را نوشته بودند. تا اینجاش بد نبود. اما محتوای غرفه ها؟

در عموم غرفه ها یک بنر چسبونده بودند و یک سری آمار از دستاوردهای آن نهاد ارایه کرده بودند که عموم مردم هم چون حال و حوصله خوندن را نداشتند ازشون می گذشتند. تنها در کنار شاید دو یا سه غرفه بود که چندتا جوان جمع شده بودند آن هم نه بخاطر محتوای غرفه که به خاطر برگه های مسابقه ای که در آن جا پخش می کردند.

اما جالبتر از این ها مسولین غرفه ها بودند که عموما سرشون بکار خودشون گرم بود. شاید بپرسید چه کاری؟ راستش را بخواهید هر کاری غیر از آن کاری که براش آنجا بودند. یک عدشون به موبایلشون ور می رفتند. تعدادیشون هم برا خودشون مطالعه می کردند. بعضی ها هم با همسایه بغلیشون مشغول گپ و گفتگو بودند. یعنی هر کاری می کردند اما اصلا به بازدید کننده ها توجهی نداشتند انگار زوری آورده بودنشون. البته از یک طرف هم حق داشتند چون بعد از ظهر بود و مجبور بودند بجای خانه بیایند نمایشگاه شاید اگر از یک شرکت خصوصی خوش ذوق خواسته بودن چنین نمایشگاهی برگزار کند بمراتب ده ها برابر بهتر از این می شد. البته آن شرکت بیچاره می شد تا چنین نمایشگاهی برگزار کند. چرا؟

دلیلش را همه آن هایی که تا حالا یک بار به ادارات دولتی برای گرفتن آمار و اطلاعات مراجعه کرده اند می دانند. همین اطلاعاتی که الان خود ادارات ارایه کرده بودند را اگر شما بخواهید از آن اداره بگیرید، هفت خان رستم شاید هم بیشتر را باید طی کنید. در پایان هم برای راحت کردن خودشون به شما می گویند که این آمار محرمانه است یا اینکه ما قبلا به اداره (مرحوم)مدیریت و برنامه ریزی داده ایم شما از آنجا بگیرید. در  آنجاست که شما از خود می پرسید واقعا کجای آمار تعداد تصفیه خانه های استان محرمانه است؟ و هر چه فکر می کنید بجایی نمی رسید.

در کل نمایشگاه دو سه تا مطلب برام جالب بود. یکی غرفه شرکت گاز استان بود که در کنارش ماکتی از مبادی ورودی و خروجی و شبکه گاز رسانی استان قرارداده بودند. مشغول تماشا بودم که چیزی که باور نمی کردم رخ داد: یکی از حاضرین در غرفه سریعا جلو آمد و گفت: "دوست دارید براتون ماکت را توضیح بدهم."

حضور چنین فردی در نمایشگاهی که تعداد زیادی از غرفه دارانش به آدمی چون جنایتکاران جنگی می نگریستند عجیب بود. راستش آنقدر از نگاه های سنگین بقیه غرفه داران خسته شده بودم که دلم می خواست بطرف زد حال بزنم و بگویم نه!!! اما با مکثی گفتم بفرمایید. بنده خدا با اشتیاق تمام شروع به تشریح ماکت نمود و چون برای بقیه بازدید کنندگان هم صحبت کردن یک غرفه دار با بازدید کننده در این نمایشگاه تازگی داشت سریعا دورمون جمع شدند.

نکته جالب دیگر برای من غرفه های دانشگاه دولتی استان و دانشگاه پیام نور بود. مثلا قرار بوده این دانشگاه ها هم کار علمی هم کار فرهنگی کنند. سطح ماشاء الله علمی دانشگاه ها بر همگان آشکار است و نیازی به توضیح ندارد اما سطح فرهنگی دانشگاه را هم می توان با شاخص هایی به سادگی اندازه گیری نمود. در مورد این دو سه تا غرفه بهمراه غرفه آموزشگاه قالی بافی نقشینه باید بگویم که غرفه داران آن ها در بین تمامی غرفه داران بدترین حجاب ها را داشتند. از این موضوع ناراحت شدم. اما چون قرار بود نمایشگاه دستاوردهای انقلاب باشد سعی کردم نیمه پر لیوان را هم ببینم. بعد از مدتی به خودم گفتم اگر انقلاب نبود، آیا همین یک تکه پارچه که الان بصورت نصفه نیمه روسر این ها است، روسرشون بود؟

اما جدای از این حرف ها واقعا برای فضای فرهنگی دانشگاه ها که مثلا قرار بوده فرهنگ ساز باشند باید چکار کرد؟ و آیا اصلا هیچ گاه فکر کردیم چرا وضع مراکز فرهنگیمان این است؟

یا غفور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 20:57  توسط مجتبی  |